موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )

64

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )

ماليات جديدى بر آنان تحميل مىكند و گمان نميكنم اقامت ما هم براى ايشان ارزان تمام شده باشد - نميدانم چگونه توانست اين عبارت را بدون شرم و حيا ادا كند « اين سگ عيسويان ايچ ميازين بقدرى از پذيرائى برادران دينى خود محظوظ ميشوند كه هيچ‌چيز نزد ايشان قدر و قيمت آن را ندارد . » وقتى كه هيچ بهانه‌اى براى اخذ غرامت نداشته باشد بعزم شكار از ايروان خارج شده ملاقاتى ازين راهبان مىكند ، البته در چنين مواقع مجبورند در مقابل اين منتى كه برايشان نهاده تحف و هداياى ذى قيمتى تقديم وى كنند . رفقا و محارم حاكم براى شرب شراب و مست كردن هفته‌ها درين صومعه رحل اقامت افكنند ، چه در مذهب ايشان شرب خمر ممنوعست و مجازات سخت دارد ولى اينجا مجازات نميشوند - چيزى كه هست ديگر شراب با خود نميبرند ولى اگر كمترين چيزى از ايشان دريغ شود فورا بجعل راپورت‌هاى خلاف مبادرت جسته بسمع حكمران ميرسانند و غرامات بسيارى از اولياى دير مأخوذ مىشود . مركز مذهب ارامنه بجهات مذكوره دائم در معرض تعديات مردى شقيست كه در عين‌حال شخصا خمارترين مردم اين ولايتست . رئيس كشيشان با علم به اتلاف هداياى معتقدين و مؤمنين همه‌روزه مجبورست مقدارى ازين نفايس را فروخته صرف غرامات تحميلى كند . راهبان نيز از فرط علاقه‌اى كه بتوحيد و تسبيح حضرت باريتعالى دارند در مقابل تمام اين زحمات صبر و شكيبائيرا به ترك عبادتگاه خود ترجيح ميدهند « 1 » سفيركبير براى اينكه بهانه‌اى براى تحميل غرامت جديد درست نشود در مراجعت خط سير خود را تغيير داد . روز دوم ورود ما به ايچ ميازين مراسم باشكوهى بافتخار ما در عبادتگاه به عمل آمد . بدوا رئيس نطق مفصلى ايراد داشته سپس كشيشان با كمال وجد و سرور جمعا بترانه‌هاى مذهبى مترنم شدند . همه از شوق و شعف در حالت عجيبى بوديم . رئيس راهبان نميدانست بچه زبان وجد و انبساط درونى خود را ظاهر سازد . در خاتمه

--> ( 1 ) گمان ميكنم اين علاقه بما كول و مشروب دير است نه بتوحيد و تسبيح خداى تعالى . م . ه .